الشيخ محمد علي الگرامي القمي

11

حاكميت و قانون اساسى در اسلام (فارسى)

نظرى به چاپ سوم 1 - در ماه رجب 1384 حدود ده روز برنامه‌هاى حوزهء علميه تعطيل بود ، ونويسنده به فكر نوشتن جزوه‌اى دربارهء قوانين اساسى اسلام كه حاكم و محكوم ، فرد و دولت در اسلام موظف به رعايت آن هستند افتاد . معمولا در هر شرايطى يك نوع مباحث در ذهن انسان تجلى مىكند ، و از جمله وقتى مشكلاتى پيش مىآيد بحث هائى در اين زمينه به ذهن مىرسد كه در اسلام حكومت به چه صورت انجام مىشود ، نوع حكومت چگونه بايد باشد ؟ روش اسلام در اين زمينه با كدام يك از حكومت‌هائى كه در تقسيم افلاطونى بيان شده است تطبيق مىكند ؟ اسلام مشكلات اجتماعى را چگونه از ميان بر مىدارد ؟ اسلام در برابر بزرگترين مسئلهء روز ( گرسنگى ) چه نقشى دارد و چيزهاى ديگر . . . به فكر بودم كتاب مفصلى در اين زمينه بنويسم و به اين منظور فيش هائى تهيه ديدم ولى محدود بودن فرصت از اين فكر منصرفم كرد ، در اين مدت به كتاب « نحو الدستور الاسلامى » تأليف ابو الاعلى مودودى نويسندهء مشهور پاكستانى برخوردم كه مسائلى چند دربارهء حكومت را طرح نموده و در عين اختصار مطالب نسبتا خوبى را تذكر داده بود . در آن فرصت به ترجمهء آن پرداختم تا بعداً فرصتى پيش آيد و در اين زمينه